سيد محمد باقر برقعى
791
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
كدامين نمىدانم ! نمىدانم كدامين آفتاب ، مرا خواهد بُرد به نقطهء پايان غروب در ظلمت يلداى ابدى خويش نمىدانم كدامين باران خواهد شست آفتاب زندگى مرا تابوت خواهد خواند ، نوحهء غم را در جادهء مرگ و آينه خواهد شست صورتش را از فرياد صداى ناقوس مرگ پيچيده در قلب زندگى و نيست ديگر تكرارى براى ماندن . فراق چه بىآرام ، در اندوه عشقت پَرسه مىزنم و چه بىتاب ، در صبح غمناك بهار چشمانت خُرد مىشوم تا بچينم ، در خلوتسراى ديدگانت ، گريهء پنهانت را در عزلت پرتبِ فراق .